تبلیغات
ادبستان
تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 05:51 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
با سلام خدمت دوستان عزیز،لازم به ذکر است جهت استفاده از آرایه ها و مطالب ادبی و کنکوری می توانید به کانال تلگرام     adabestan2@مراجعه و استفاده ی لازم را ببرید . متشکرم 


طبقه بندی: پیام،

تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1396 | 01:59 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری


مـن از آن روز که دربـنـد تـوام آزادم

پـادشـاهم که به دست تـو اسیر افتـادم


هـمه غـم‌ های جهــان هـیچ اثـر می‌ نکند

در من از بس که به دیدار عزیزت شـادم


خرم آن روز که جان می‌ رود اندر طلبت

تـا  بیـایند  عزیزان  به  مبــارک  بـادم


من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انـس

پـیش تـو رخـت بیفکندم و دل بنهـادم


دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ

یـاد تـو مصلحت خویـش بـبرد از یـادم


به وفـای تـو کز آن روز که دلبند منی

دل نبستم به وفـای کس و در نگشـادم


تـا خیـال قـد و بالای تـو در فکر منست

گر خلایق همه سروند چو سـرو آزادم


به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی

وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهـادم


دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک

حـاصل آنـست که چون طبل تهی پربـادم


می‌ نماید که جفای فلک از دامن من

دسـت  کوته  نکند  تـا  نکند  بنیـادم


ظاهر آنـست که با سـابقه حکم ازل

جهد سودی نکند تن به قضا دردادم


ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم

داوری نیست که از وی بستـاند دادم


دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت

وقت آنست که پرسی خبر از بغـدادم


هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد

عجب ار صـاحب دیـوان نرسـد فـریـادم


سعدیا حُبِّ وطن گر چه حدیثیست صحیح

نتوان مـُرد به سختی که من این جـا زادم





طبقه بندی: شعر، سعدی،

تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1396 | 10:57 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
تا از بر چشم آن جوان رفت
بینائی چشم ما از آن رفت

رفتم که از آن کناره گیرم
هر چیز که بود از میٰان رفت

دل رفت که دوست کام گردد
بیچاره بکام دشمنان رفت

از ذوق سمٰاع در خروشم
تا نام که باز بر زبان رفت

ای از همه مانده بر سر هیچ
جهدی جهدی که کاروان رفت

خود را به کنار خود ندیدیم
تا از که حدیث در میان رفت

اندیشه کجا رسد به کنهش
بر چرخ کسی به نردبان رفت؟

دیگر ز ندامتم چه حاصل
اکنون که چو تیرم از کمان رفت

تعیین قدر نمیتوان کرد
از تیر قضا کجٰا توان رفت

از کشتن من زیان چه داری؟
حرفیست که در میان، زیان رفت

چون رفت ز بام سوی خلوت
گوئی تو که ماه ز آسمٰان رفت

شد خاک رضی بر آستانش
رفته رفته بر آسمٰان رفت


رضی‌الدین آرتیمانی



طبقه بندی: شعر،

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1396 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

کفر و دین هردو در ره حق پویا هستند

کفرو دین هردو در رهت پویان،       وحده لا شریک له گویان.

این خانه بناش از غفلت است و اجسام و عالم را همه قوامش بر غفلت است. این جسم نیز که بالیده است از غفلت است، و غفلت کفراست. و دین بی وجود کفر ممکن نیست، زیرا دین ترک کفر است، پس کفری بباید که ترک او توان کرد. پس هر دو یک چیزند، چون این بی آن نیست، و آن بی این نیست، لایتجزی اند و خالقشان یکی باشد که اگر خالقشان یکی نبودی متجزی بودندی، زیرا هر یکی چیزی آفریدی، پس متجزی بودند، پس چون خالق یکیست، وحده لا شریک باشد.




طبقه بندی: فیه ما فیه،

تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1396 | 06:52 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
پاسخ ادبیات کنکور ریاضی
نظرات خودم

1_3
2_2
3_3
4_3سوال غلط است ،باید می شد غلط ندارد چون در یک سره ، دو حتام و چهار حایل غلط است .

5- 4
6- 2
7- 1
8- 3
 9- 3
 10 - 4
 11-  1
12- 1
13- 4
14- 3
15- 4
16- 1
17- 4
18- 4
19- 2
20 - 3
21- 2
22- 3
23- 1
24- 3
25- 2




تاریخ : یکشنبه 4 تیر 1396 | 01:20 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
هوشنگ ابتهاج

نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی، که پس پرده نهان است
گر مرد رهی ؛ غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود ، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از ان روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ایام دل آدمیان است... 



طبقه بندی: هوشنگ ابتهاج،

تاریخ : یکشنبه 4 تیر 1396 | 01:17 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش
نغمه‌ها بودی مرا تا همزبانی داشتم




طبقه بندی: شهریار،

تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1396 | 09:44 ق.ظ | نویسنده : سعید غفاری

ادبیات چیست؟

ادبیات کلمه‌ای عربی و صفت نسبی است. برخی ادبیات را جمع «ادبیه» دانسته‌اند که در اصل، فنون ادبیه بوده؛ اما، صفت را به جای موصوف جمع بسته‌اند. «ادب» در لغت به معانی مختلف به کار رفته است: دانش، هنر،‌ چم و خم، حسن معاشرت، آزرم، حرمت، آیین، تنبیه و راه و رسم. گذشتگان ادب را از حیث ماهیت و قلمرو به دو بخش تقسیم کرده‌اند:

1-ادب نفس یا اخلاقیات که از آن در علم خصال (علم اخلاق) بحث کرده‌اند؛ به معنای مجموعه سجایای فطری و اکتسابی، اخلاق نیکو و رفتارهای پسندیده؛ و دارنده این خصلت‌ها را مؤدب گفته‌اند.

2-ادب درس یا ادبیات که مشتمل بر فنون ادب است. تعداد این فنون از هشت تا هجده مورد متغیّر است؛ از جمله لغت، صرف و نحو، انساب، عروض، اخبار و امثال آن؛ و صاحب همه یا یکی از این دانش‌ها را ادیب گفته‌اند.

در آغاز، «ادب» در نزد اکثر اقوام تنها به شعر اطلاق می‌شده است. در یونان قدیم و در میان اعراب تا زمان بنی امیه، «ادب» عبارت بود از شعر و آنچه که به شناخت و معنی آن کمک می‌کرد و ادیب کسی بود که کارش روایت و نقل و حفظ شعر بوده است؛ اما، امروزه به دلیل توسعه و ترقی نثر و پدید آمدن انواع مختلف آن، ادبیات مفهوم وسیع و جامع‌تری یافته است؛ به طوری که نمی‌توان تعریف جامع و منطقی برای آن کرد.

امروزه ادبیات به هر اثر شکوهمند و ممتازی اطلاق می‌شود که بر عاطفه و خیال و اسلوب و معنا مبتنی است چه شعر و چه نثر. ادبیات، سخنانی است که از حد سخن عادی برتر و والاتر بوده و مردم آن سخنان را شایسته ضبط و نقل دانسته‌اند و از خواندن و شنیدن آن احساس غم و شادی و ... کرده‌اند. با این تعریف دامنه ادبیات بسیار گسترده و شامل منظومه‌های حماسی، غنایی،‌نمایشی، تعلیمی، قصه، داستان، رمان و‌‌ آثار وابسته به آن‌ها و در کل شامل ادبیات نمایشی و ادبیات روایتی نیز می‌شود.

در تعریف دیگری از ادبیات آمده است: هر نوع از انواع انشاء، به نثر یا نظم که هدفش بیان داستان باشد نه صرف ابلاغ حقایق(خواه ابداعی باشد، خواه از طریق ابداع، جانی تازه به آن داده شده باشد) یا لذت خاطر بخشیدن به وسیله نوعی استفاده از تخیل آفریننده در کاربرد کلمات.

ذکر این نکته لازم است که همه آثار ادبی در یک درجه نیستند و طبیعتاً میزان تأثیر گذاری و التذاذ هنری از آن‌ها و ماندگاری شان متفاوت است. ماندگارترین آثار ادبی آثاری هستند که فراتر از زمان و مکان و فراتر از همه نژادها، ادیان و همه مرزها، از آرزوها و دردهای انسانی سخن می‌گویند.

هر قدر در بیان مفهوم واقعی ادب بین اهل نظر اختلاف باشد در این نکته خلاف نیست که بین ایلیاد هومر و شاهنامه فردوسی و بهشت گمشده میلتون و کمدی الهی دانته و غزل حافظ و آثار شکسپیر و اشعار هوگو و تاگور و داستان‌های داستایوفسکی شباهت و قرابتی تمام در کار است؛ امری که بین آنها چنان عام و مشترک است که تفاوت زبان و فکر و اختلاف زمان و مکان نتوانسته است این امر مشترک را از بین ببرد، و این همان حقیقت و جوهری است که از آن به ادب و ادبیات تعبیر می‌شود.

برای سهولت مطالعه، ادبیات را از نظرگاه‌های مختلف تقسیم بندی کرده‌اند. یکی از معروف‌ترین این تقسیم بندی‌ها، دسته بندی بر اساس محتواست که طبق آن ادبیات به چهار بخش حماسی، غنایی، تعلیمی و نمایشی تقسیم می‌گردد. نکته مهم دیگر اینکه امروزه کلمه ادبیات به معنی گسترده دیگری نیز به کار می‌رود که با مفهوم اصطلاحی آن متفاوت است. در این معنای گسترده، ادبیات به عنوان مجموعه آثاری است که در مورد موضوعی واحد نوشته شده باشد: مثلاً می‌گویند ادبیات سیاست، ادبیات اقتصاد و ... .




طبقه بندی: دانستنی ها، مقاله،

تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1396 | 07:17 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

ایهام و ایهام تناسب : 

1- بــه بــوی دانــه مــرغــت مــانــده در دام          چـه مـرغـی آنـکـه عـرشـش آشـیـانـه است

2- آســمــان را از درش بــویــی رســیــد          تـا قـیـامـت سـرنـگـون بـر بوی اوست

3- تـا بـه گـیـسـوی تـو دسـت نـاسـزایـان کـم رسد          هـر دلـی از حـلـقـه‌ای در ذکـر یـارب یارب است

4- عـکـس خـوی بـر عـارضـش بین کآفتاب گرم رو          در هـوای آن عـرق تـا هست هر روزش تب است

5- ز کــار مـا و دل غـنـچـه صـد گـره بـگـشـود          نـسـیـم گـل چـو دل انـدر پی هوای تو بست

6- برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست          مــرا فــتـاد دل از ره تـو را چـه افـتـادسـت

7-  دلــا مــنــال ز بــیــداد و جـور یـار کـه یـار          تـو را نـصیب همین کرد و این از آن دادست

 8- چـشـم جـادوی تـو خود عین سواد سحر است          لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست

9- زلـف مـشـکـیـن تـو در گـلـشـن فـردوس عذار          چـیـسـت ؟  طـاووس کـه در بـاغ نـعیم افتادست

10- هـمـچـو گـرد ایـن تـن خـاکـی نـتواند برخاست          از سـر کـوی تـو زان رو کـه عـظـیـم افـتادست

11- حــافــظ گــمــشـده را بـا غـمـت ای یـار عـزیـز          اتــحــادیـسـت کـه در عـهـد قـدیـم افـتـادسـت

12- بـیـا کـه قـصـر امـل سـخـت سـسـت بـنیادست          بــیــار بــاده کــه بــنــیــاد عــمـر بـر بـادسـت

13- بـی مـهـر رخـت روز مـرا نـور نـمـانـدست          وز عـمـر مـرا جـز شـب دیـجـور نماندست

14- هـنـگـام وداع تو ز بس گریه که کردم          دور از رخ تـو چـشـم مـرا نـور نماندست

15- نـزدیـک شـد آن دم که رقیب تو بگوید          دور از رخت این خسته رنجور نماندست

16- در کــعــبــه کـوی تـو هـر آن کـس کـه بـیـایـد          از قــبــلــه ابــروی تــو در عــیــن نــمـاز اسـت

17- من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم     تـو مـهـری و تـو نـوری تـو عـشـقـی و تـو جـانـی

18-  ای چـشـم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟   روی از مــن سـر گـردان شـایـد کـه نـگـردانـی

19- لــالــه داغ د یــده را مــانــم        کـشـت آفـت رسـیـده را مـانم

20- هـمـه را دیـده بـه رویـت نـگـرانـست ولیکن     خـودپـرسـتـان ز حـقـیـقـت نـشـناسند هوا را

21- هـمـچـو خـورشـیـد ار بـرآیـد ماه بی مهرم ببام   مــهــر بــفــزایـد ز مـاه طـلـعـتـش بـرجـیـس را  

22- اگرهمچون خضر خواهی که دایم زنده‌دل باشی   روان در پـای جـانان ریز اگر دستت دهد جان را

23- بـه بـوی لـعـل مـیـگـونـش بـظـلـمـاتـی در افـتادم    کـه گـر مـیـرم ز اسـتـسـقـا نـجـویـم آب حـیوان را

24- دیشب  درآمد آن بت مه روی شب نقاب   بـر مـه کـشـید چنبر و درشب فکند تاب  

25- آتــش گـرفـتـه آب رخ  وی ز تـاب مـی     آبـش نـهـان در آتـش و آتـش عیان ز آب 

26- ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب   وآب رویــــــــت بـــــــرده آب از روی آب

                                                                                 

27- هـر کـه دمـی با تو بود یا قدمی رفت          از تـو نـبـاشـد بـه هـیـچ روی شکیبا

28- - زیـن دسـت که دیدار تو دل می‌برد از دست          تـرسـم نـبـرم عـاقـبـت از دسـت تـو جـان را

29- در هــوای چــمــن ای مــرغ گـرفـتـار مـنـال          شب دراز است دمی در قفس و دام بخسب

30- شــرح شــکــن زلــف خـم انـدر خـم جـانـان          کــوتـه نـتـوان کـرد کـه ایـن قـصـه دراز اسـت

31- در کــعــبــه کـوی تـو هـر آن کـس کـه بـیـایـد          از قــبــلــه ابــروی تــو در عــیــن نــمـاز اسـت

32- از صــبــا هــر دم مــشــام جــان مـا خـوش مـی‌شـود          آری آری طـــیـــب انــفــاس هــواداران خــوش اســت 

33- آفتاب بی سر و بن ذره‌وار          این چنین سرگشته در سودای توست

34- بـه هـیـچ دور نـخـواهـنـد یـافـت هـشـیارش          چـنـیـن کـه حـافـظ ما مست باده ازل است

35- گــو شــمــع مــیــاریــد در ایــن جـمـع کـه امـشـب          در مــجــلــس مــا مــاه رخ دوســت تــمــام اســت

36- از چـــاشـــنـــی قــنــد مــگــو هــیــچ و ز شــکــر          زان رو کــه مــرا از لــب شــیـریـن تـو کـام اسـت

47- یاد آ ن روز که در عرصه ی شطرنج  رخت       شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم 

48- تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند       عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست

49- از اسب پیاده شو،بر نطع زمین رخ نه       زیر پی پیلش بین شه‌مات شده نعمان

50- تــا گــنــج غــمــت در دل ویــرانــه مـقـیـم اسـت          هـــمـــواره مـــرا کـــوی خــرابــات مــقــام اســت


ادامه مطلب

طبقه بندی: آرایه ادبی،

تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1396 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

ایهام و ایهام تناسب : 


51- بــا مــحــتــســبــم عــیــب مــگـویـیـد کـه او نـیـز          پــیـوسـتـه چـو مـا در طـلـب عـیـش مـدام اسـت

52- می کنم دیوانگی تا بر سرم غوغا شود         شاید از بهر تماشا آن پری پیدا شود

53- بـر آسـتـانـه مـیـخـانـه هـر کـه یـافـت رهی          ز فـیـض جـام مـی اسـرار خـانـقه دانست  

54- دلـم ز نـرگـس ساقی امان نخواست به جان          چـرا کـه شـیـوه آن تـرک دل سـیه دانست

55- هر کاو نکاشت مهرو زخوبی گلی نچید          در رهگذار باد نگهبان لاله بود

56- صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست       عندلیبان را چهپیش آمد هزاران را چه شد 

57- همی برخروشید و فریاد خواند         جهان را سراسر سوی داد خواند

58- تا طرّه ی طرّارت زد دست به طرّاری           دست همه بر بستی فریاد ز دستانت 

59- ز سخت گیری دوران چه باک عارف را         ز قحط سال، هما بی نوا نخواهد  شد

60- از قضا آیینه ی چینی شکست          خوب شد اسباب خود بینی شکست 

61- سبح محشر که من از خواب گران برخیزم      به جمالت که چو نرگس نگران برخیزم

62- قامتم از خمیدگی صورت چنگ شد ولی           چنگ نمی توان زدن زلف خمیده ی تو را 

63- چون لاله که در دامن صحراست فروزان            از گرم روانی که نشان قدمی هست 

64- حافظ  به خود نپوشید این خرقه ی می آلود           ای شیخ پاک دامن معذوردار ما را 

65- ماه روی تو چو در مهر نمی افزاید         کم ازآن کاین ستم و جور به افزون نکند 

66- گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ        یارب این قلب شناسی زکه آموخته بود

67- رسید باد صبا ، غنچه در هواداری       زخود برون شد و بر خود درید پیراهن

68- سبو کشان همه در بند گیش بسته کمر      ولی زترک کله چتر بر سحاب زده 

69- آشنایان ره عشق در این بحر عمیق       غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده 

70- گفتی شبی که وصلم هم روزی تو باشد        ای روز وصل جانان آخر کدام روزی 

71- سعدی فغان از دست ما ، لایق نبودی بی وفا         طاقت نمیارم جفا ، کار از فغانم می رود

72- آخر ای مطرب از این پرده ی عشاق بگرد         چند گویی کهمرا پرده به چنگ تو درید

73- هرکه سودای تو دارد چه غم از هرکه جهانش         نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش 

74- بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت           کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را 

75- سعدی از پرده ی عشاق چه خوش می گوید       ترک من پرده برانداز که هندوی توام

76- همچو نی زهری و تریاقی که دید          همچو نی دمساز و مشتاقی که دید 

77- به شهر اندرون هر که برنا بدند      چو پیران که در جنگ دانا بدند  

78- پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی        کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته ا ست 

79- کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است        بیا که صاف شود این هوای بارانی 

80- گاهگاهی قفسی می سازم بارنگ و می فروشم به شما 

81- شام اگر قوت روانم دادی از خون جگر         صبح یاقوت روان از جام جم دادی مرا 

82- عیشم مدام است از لعل دلخواه          کارم به کام است الحمد الله 

83- چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی          وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی 

84- ای به روی تو عالمی نگران       نیست عشق تو کار بی خبران 

85- نرگس مست نوازش گر مردم دارش    خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش با د  

86- دیدم و ان چشم دل سیه که تو داری         جانب هیچ آشنا نگاه ندارد 

87- کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود      عاشق مسکین چراچندین تحمّل بایدش

88- باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش      کاین دل غم زده سرگشته  گرفتار کجاست 

89- به راستی که نه هم بازی تو بودم من        تو شوخ دیده ( بی شرم ) مگس بین که می کند بازی 

90-  مانکو دانیم طور ( شیوه ) حسن دور افتاده دوست         قرب ، ارزانی به مشتاقی که دور اندیش نیست 

91-  هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی         چه  حاجت است که گوید شکر که شیرینم  

92- زهر سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت           کس ندارد ذوق مستی ، میگساران را چه شد ؟

93- چنان سایه گسترده بر عالمی            که زالی نیندیشد از رستمی 

94- مالک دین نشد کسی که نشد                از سر جود مالک دینار 

95- رخ زرد کرد رویم از آن دم که نطع خویش            افکند شاه مهر تو در خانه ی دلم

96- زچشم مست تو آن ها که آگهی دارند          مدام معتکف آستان خمّارند

97- فرهاد چو یاد آوَرَد از شکّر شیرین          خوناب دلش دامن کهسار بگیرد 

98- چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب          مهرم به جان رسید و به عیّوق بر شدم

99- دلی که جز رخ و زلف تو بازدش شطرنج          به هر طرف که نهد رخ به غیر مات مباد  

100- مه دوهفته در این یک دو روز خواهم دید           که کس نبیند از آن ماه در هزاران سال  

 

 

 




طبقه بندی: آرایه ادبی،

تاریخ : شنبه 16 اردیبهشت 1396 | 10:26 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
یافتن گوهر معنی

 گفت: ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم و یک سر موی از مزاج و طبیعت و گرمی و سردی او از ما فوت نشد، هیچ معلوم نگشت که آنچه در او باقی خواهد ماندن، آن چه چیزست؟

فرمود: اگر دانستن آن به مجرد قول حاصل شدی، خود به چندین کوشش و مجاهدۀ به انواع محتاج نبودی،

و هیچکس خود را در رنج نینداختی و فدا نکردی. مثلا، یکی به بحر آمد، غیر آب شور و نهنگان و ماهیان نمی بیند، می گوید این گوهر کجاست؟ مگر خود گوهر نیست؟ گوهر به مجرد دیدن بحر کی حاصل شود.؟ اکنون اگر صد هزار بار آب دریا را طاس طاس به پیماید، گوهر را نیابد. غواصی می باید تا به گوهر راه برد، و آنگاه هر غواصی نی؛ غواصی نیکبختی، چالاکی.

این علم ها و هنرها، همچون پیمودن آب دریاست به طاس، طریق یافتن گوهر نوعی دیگرست. بسیار کس باشد که بجمله هنرها آراسته باشد و صاحب مال و صاحب جمال، الا در او آن معنی نباشد. و بسار کس  که ظاهر او خراب باشد، او را حسن صورت و فصاحت و بلاغت نباشد، الا آن معنی که باقیست در او باشد. وآن آنست که آدمی بدان مشرف و مکرم است و بواسطۀ آن رجحان دارد بر سایر مخلوقات، پلنگان و نهنگان و شیران را.

و دیگر مخلوقات را هنرها و خاصیت ها باشد، الا آن معنی که باقی خواهد بودن در ایشان نیست. اگر آدمی به آن معنی راه برد، خود فضیلت خویشتن را حاصل کرد والا او را از آن فضیلت هیچ بهره نباشد. این جمله هنرها و آرایشها، چون نشاندن گوهرهاست بر پشت آینه، روی آینه از آن فارغ است. روی آینه را صفا می باید، آنکه او روی زشت دارد طمع در پشت آینه کند، زیرا روی آینه غمازست، و آنکه خوب روست او روی آینه را به صد جان می طلبد، زیرا که روی آینه مظهر حسن اوست.

شرح

- روی آینه غمازست: این مضمون در مثنوی اینگونه آمده است:

                              آینه ات دانی چرا غمّاز نیست؟       زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست

                                  آینه کز زنگ آلایش جُداست       پُر شعاع نور خورشید خداست

                                    رو تو زنگار از رُخ او پاک کن       بعد از آن، آن نور را ادراک کن




طبقه بندی: فیه ما فیه، مولانا،

تاریخ : شنبه 16 اردیبهشت 1396 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

باسمه تعالی سؤالات درس زبان فارسی 3  دبیرستان  غیر انتفاعی وقار از قسمت نوبت دوم -               نام و نام خانوادگی :

الف دستور ( 8 )

1- شاخص را تعریف کنید و بنویسید شاخص ها از نظر نوع کلمه ، چه نوع کلمه ای هستند ؟ 1

 

2- با توجه به عبارت زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

     « استاد علی اکبر دهخدا ، علامه ی بزرگ ، با تدوین لغت نامه ، خدمت فرهنگی و ادبی بی نظیری انجام داده است . » 

الف-  شاخص را مشخص کنید . 25/ 0

ب- نقش های تبعی موجوددر عبارت را پیدا کنید و نوعشان را بنویسید .  5/0

3- مفرد واژه ها ی « مکاتب »  و « شهود »   -  و جمع مکسر واژه ها ی « سانحه » و « حکم » را بنویسید.  1

 

4- نقش دستوری واژه های مشخص شده در عبارت « دل بستگی شما به مطالعه ی کتاب را می ستایم . » را بنویسید . 5/0 

 

5-  در گروه اسمی « چراغ نیم مرده ی شبانان » هسته و نوع وابسته ها ی آن  را مشخص کنید .  1

 

6- با توجه به عبارت زیر به پرسش ها ی زیر پاسخ دهید . 5/0

  « سروده های کوتاه و عمیق رابیندرانات تاگور، شهرت جهانی دارد. این نوشته ها لبریز از نکته های بسیار لطیف و بدیع هستند. »

الف- کدام واژه متمم اسمی است ؟                                                 ب- کدام واژه قید صفت است؟                                 

7- با توجه به عبارت « جلد نسبتاً زیبای کتاب سارا به رنگ آبی آسمانی  است . » به پرسش ها پاسخ دهید. 75/0

الف- کدام واژه « مضاف الیه مضاف الیه » است؟                          ب- کدام واژه « صفت صفت » است؟                   ج- کدام واژه « قید صفت » است؟

8- در جمله ی « دبیر محترم ادبیات فارسی یک بیت شعر از نویسنده ی کتاب موسیقی شعر ، دکتر شفیعی کدکنی ، را خواند . » ممیّز را مشخص کنید. 25/0

9- نمودار« وابسته های وابسته » رادر گروه های اسمی زیر را رسم کنید. 75/0

               پنج طاقه پارچه                                                      واژه های غلط کدام سطر                                         رنگ آبی پنجره های مدرسه

10- نوع ساختمان واژه های زیر را تعیین کنید.  1

                    تنگ حوصله                                ناودان                                   بهاره                              دستگاه

11- برای ساخت های زیر مثال بزنید. 5/0  

  الف- اسم + اسم = اسم  ( .....................................)                                    ضمیر + بن مضارع = صفت ( ............................................)

ب- زبان شناسی ( 4)

13- در هر کدام از موارد زیر از کدام نقش های زبان استفاده شده است؟ 5/0

الف- وقتی با خود می گوییم:« من امسال حتماً در کنکور دانشگاه تهران قبول می شوم . »

ب- وقتی در چارچوب مفاهیم عام و انتزاعی در باره ی جهان می اندیشیمو به احکام علمی دست می یابیم . »

 

14- بیت های زیر کدام سخن منظوم است و کدام شعر منظوم ؟ چرا ؟ 1

  الف- ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد              از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران

 

  ب-   بفرمود تا زین بر اسب سیاه                             نهادند و بردند نزدیک شاه 

 

15- درستی یا نادرستی جمله های زیر را مشخص کنید. 5/0

الف- محمل اندیشه اساسی ترین نقش زبان است .                     ب- ما هر چهار نقش زبان را در کودکی به عنوان بخشی از فرایندرشد طبیعی خود فرا می گیریم.

16- هدف ازهر ارتباط زبانی می تواند ......................باشد یا ..................................در میان افراد یک جامعه ی زبانی . 5/0

17- ساخت های صوری زبان کدام ها هستند ؟ نام ببرید. 75/0

 

18- در عبارت « روح موجودات یک پدیده ی الهی است و اثبات آن تنها به یاری وحی الهی ممکن است » از کدام یک از نقش های زبان استفاده شده است؟ 5/0

 

19- کدام یک از نقش های زبان کارکرد اجتماعی بیشتری دارد/ 25/0

ج- نگارش ( 5 )

20- کدام گزینه جزء منابع فرعی نیست؟ 5/0

         الف- فهرست ها                        ب- کتاب شناسی ها                  ج- چکیده ها                         د- سال نامه ها

21- کدام یک از آثار زیر ، سرگذشت نامه نیست ؟ 5/0

        الف- الفهرست                            ب- ریحانه الادب                              ج- نفحات الانس                      د- چشمه ی روشن

22- دایره المعارف را تعریف کنید و دو تا از دایره المعارف های چند دانشی که قرن ها پیش نگاشته شده نام ببرید . 5/0  

23- فواید منابع دیداری و شنیداری را ذکر کنید . 5/0

24-   نفحات الانس و لباب الالباب اثر کیست/ 5/0

25- فهرست مقالات فارسی اثر ....................... و به ترتیب .................. و فهرست کتاب های چاپی فارسی اثر ....................... و به ترتیب .................. تنظیم شده است. 1 

26- یکی از شیوه های طنز پردازی تقلید از آثار ادبی یا ........................... است . 5/0

27- کدام یک از آرایه های زیر بر تأثیر جمله ی « محبت دل را به مهمانی شکفتن می برد. » افزوده است؟ 5/0

     الف- جان بخشی                                    ب- تشبیه                            ج- ایهام                              د- جناس 

28-اساس همه ی طنز ها ................................................ است . 25/0 

29- یکی از کارکردهای نثر هنری و عاطفی را ذکر کنید. 25/0

 

د- املا و بیاموزیم ( 3 )

30- غلط های املایی را در بین گروه های اسمی زیر بیابید و شکل درست آن ها را بنویسید. 5/1

 « سقت و اطمینان  - حلاوت سخن ثواب و مصلحت  - زیان دیده و قرامت زده  -  ظلمانی و موحش راقم ستور  - اضطراب و بی حوصلگی  - به زودی و عن غریب - 

مضیف و مهمان سرا کلمه ی مهمل  - قایت الغصوای تاریخ -  نفس ناطقه ورطه و مهلکه  »

 

31- در بیت زیر فرایند های واجی کاهش را مشخص کنید . 5/0 

     بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست           بی دولت آن که بر همه هیچ اختیار کرد  

 

32-  اختلاف تلفظ ( فرآیند های واجی ) به دلیل ویژگی های ........................... است و در طول زمان اتفاق می افتد . 25/0

33- تلفظ درست واژه های زیر را مشخص کنید . 5/0

                            خَجِل   / خِجِل                                                                    مُفاد / مَفاد 

34-  کدام واژه دو تلفظی نیست؟  25/0

                  الف- مستمند                          ب- آسمان                       ج- استفاده                               د- یادگار

 

                                                                                     گل های اندیشه تان بارور تر باد غفاری                                         




طبقه بندی: سؤال،

تاریخ : شنبه 16 اردیبهشت 1396 | 10:13 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

باسمه تعالی سؤالات درس زبان فارسی 3 ازقسمت نوبت اول      دبیرستان غیر انتفاعی وقار             نام و نام خانوادگی :

1-  قواعدی که مانع از هم نشینی برخی از واج ها کنار هم می شود قواعد ............... می نامند . 25/0                                                          

2- کدام قواعد ترکیب اجازه ی ساختن گروه های مناسب اسمی و فعلی و قیدی را به ما می دهد . 25/0

3-  زبان شناسان به دستگاه تولید صداها ( واج ها ) ................. می گویند . 25/0

4- در عبارت های زیر کدام قواعد ترکیب رعایت نشده است ؟ 75/0

          الف- کبوتر روزنامه می خواند .                  ب- من به مدرسه می رویم .                   ج-  نویسنده ی آن خواندنی داستان این 

5- واژه ی « دانشمند » » چند هجا دارد و واج های آخرین هجای آن را جدا کنید . 5/0  

 

6- الگوی هجایی واژه ی « آیین » را بنویسید. 25/0

7- جمله ی مستقل را به طور کامل تعریف کنید . 5/0

 

8- در جمله ی مرکب زیر « پایه و پیرو » را دقیقا مشخص کنید . 5/0

                       « کتابی که به من امانت داده بودید ، هنوز پیش من است . »

 

9- هسته ی گروه های موجود در جمله ی زیر را جدا کنید . 5/0

                                                                                                 « هر چهار دانش آموز ممتاز مدرسه آمده بودند . »

 

10- مصوت های واژه ی « دِرو » را بنویسید . 5/0

11- جمله ی « جلد اول شاهنامه را به دوست خود داد ه ام . »  از چند تکواژ تشکیل شده است؟  25/0

12- کدام گزینه نادرست است؟ 5/0

  الف- این که گفتم مشمول حال شما هم می شود .                                     ب- این که گفتم شامل حال شما هم می شود .

13- جمله ی زیر را ویرایش کنید . 5/0

                                                                   « گاهاً او مجبور می شود تلفناًکار هایش را انجام دهد . »

 

13-  کدام جمله از نظر نگارشی نادرست است ؟ 5/0

     الف- هیچ کدام از شما سخنی نگفت .                     ب- بعضی از دانش آموزان خیلی باهوش هستند.          ج- شورا مردم را به مسجد دعوت کرده بودند .

 

14- برای مصدر « خواستن » در اول شخص مفرد دو گونه ی مؤدبانه بنویسید . 5/ 0                                                         

 

15- نوشته های تشریحی با نوشته های تحلیلی چه تفاوتی دارد؟ 5/0

 

16- نوع نگارش متن زیر را مشخص کنید. 5/0

  « اتاق نسبتاً بزرگ بود با دو پنجره به سمت آفتاب و پرده هایی رنگ و رو رفته و در گوشه ای از اتاق یک میز گرد و دو تا صندلی بود . »

17-  درس « تربیت انسانی و سنت ملّی ما  »چه نوع مقاله ای است ؟ چرا ؟ 5/0

 

18-  نوع « ان » را در واژه های زیر بنویسید . 1

              الف-   گیلان                                          ب-   کوهان                           ج- شادان                                د- پاییزان           

19- نوع زمان فعل های زیر را بنویسید  . 1

                دوخته نمی شد                                     بیایند                                 داشتند می رفتند                                     نشانده بود  

20-  با رعایت زمان و شخص ، شکل گذرای فعل های زیر را بنویسید . 75/0

        رفته است :                                                          دارد  می پرد :                                                        خواهد پوسید :           

21-  جمله ی « هر انسان آزاده ی ایرانی از دیر باز آزادگی را از جان و دل می ستاید . » را به شکل مجهول بنویسید . 5/0

 

22- با توجه به جمله ی « من این کلاس را بیشتر دوست دارم . » به پرسش های زیر پاسخ دهید .

الف-  نوع ساختمان فعل را بنویسید . 25/0                           ب- بن ماضی فعل را بنویسید. 25/0                         ج- حمله چند جزئی است/ 25/0 

24-  واژه های زیر در گذر زمانکدام وضعیت را پذرفته اند؟ 1

        خوالیگر                                                   تماشا                                                   دیوار                                         سفینه

25- شیوه ی بلاغی چیست ؟ 5/0

 

26-   از منابع کتاب خانه ای که در نوشتن زندگی نامه  مورد استفاده قرار می گیرد ، دو مورد را ذکر کنید. 5/0

 

27- به چه نوع زندگی نامه ها « رمان گونه » می گویند. 5/0

28-  غلط های املایی را بیابید و شکل درست آن ها را بنویسید. 1

مثابه و مانند  -  نمایش نامه ی مکبس  -   وصال و فراغ  - حظّ و بهره  - تعصّب و قرض ورزی  - سیاق مطلب  - شهر خواف  - معادل و هم تراز  -  مهیب و وحشتناک

 

29-  منظور از بازگردانی چیست؟ 5/0

 

30- در بازنویسی ضمن حفظ محتوا و پیام ، چه تغییراتی در نوشته ایجاد می شود؟ ( دو مورد ) 5/0

 

 

31- بیت « افسرده مباش اگر نه سنگی        رهوارتر آ، اگر نه لنگی  » را بازگردانی کنید. 5/0

 

32- شیوه های ساخت واژه های جدید را با ذکر مثال بنویسید . 5/1

 

 

 33- نمودار جمله های زیر را رسم کنید 5/1 

     الف- مرحمت شما زیاد                                                                             ب-  انسانیت یعنی بخشش  

 

 

    

 

 

 

 

 

                                                                                                  آیینه ی دلتان  پاکتر باد             




طبقه بندی: سؤال،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 06:36 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری



طبقه بندی: سوال تستی،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 06:16 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

نمونه های اسلوب معادله   

اسلوب معادله یعنی آوردن یک حکم کلی و غیر ملموس و  در یک مصراع ( معمولا مصراع اول ) که مطلب تمام شده باشد و. در مصراع بعد یک مثال عینی و حسی و ملموس بیاورند که تایید حکم کلی دیگر مصراع بود و رابطه ی شباهت میان مصراع ها وجود داشته باشد و یا بتوان مصراع ها را عوض کرد و یا میان آن دو« همانطوری که » آورد .اگر مطلب در مصراع اول تمام نشده باشد و حرف ربطی در اول مصراع دوم بیاید ، اسلوب معادله نخواهیم داشت. مگر حرف ربط به معنای « همچنان که » باشد .

1- طفل بازیگوش، آرام از معلم می‌برد          تلخ دارد زندگی بر ما دل خودکام ما

2- پیشانی عفو ترا، پرچین نسازد جرم ما          آیینه کی برهم خورد، از زشتی تمثالها ؟

3 - خم چو گردد قد افراخته می‌باید رفت          پل برین آب چو شد ساخته می‌باید رفت

4- کامجویی غیر ناکامی ندارد حاصلی          در کف گلچین ز گلشن، خار می‌ماند به جا

5- دیوانهٔ خموش به عاقل برابرست          دریای آرمیده به ساحل برابرست

6- با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است          با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است

7- نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق          آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

  8- هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می‌کنند          چهرهٔ امروز در آیینهٔ فردا خوش است

9- چه غم ز دوری راه است بیقراران را؟          به موج‌های سبکرو کنار نزدیک است

10- یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلک          در بساط آسیا یک دانهٔ نشکسته نیست

 11- خواهد کمان هدف را، پیوسته پای بر جا          زان در نیارد از پا، چرخ کبود ما را

12- موج شراب و موجهٔ آب بقا یکی است          هر چند پرده‌هاست مخالف، نوا یکی است

13-  در چشم پاک بین نبود رسم امتیاز          در آفتاب، سایهٔ شاه و گدا یکی است

14- محرم این هوش جز بی هوش نیست         مر زبان را مشتری جز گوش نیست

15- زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد          زان موم بیندیش که عنبر شده باشد

16- هر جا نبود شرم، به تاراج رود حسن          ویران شد آن باغ که بی‌در شده باشد

17- از پختگی است گر نشد آواز ما بلند          کی از سپند سوخته گردد صدا بلند؟

18- از جوهری نگین به نگین دان شود سوار          از آشنا شود سخن آشنا بلند

19- ز کنه رتبت تو قاصر است قوت عقل          بلی ز روز خبر نیست چشم اعمی را

20- آب از سرچشمه صائب لذت دیگر دهد          باده را در خانهٔ خمار می‌باید کشید

21- حلقهٔ بیرون در از خانه باشد بی‌خبر          حال جان خسته را از چشم خونپالا مپرس

 22- گل چه می‌داند که سیر نکهت او تا کجاست          عاشقان را از سرانجام دل شیدا مپرس

23- نه هرکه بست لب از آب و نان بود صایم          نه هرچه جمع شود در صدف شود گوهر

24- می‌شوند از سردمهری، دوستان از هم جدا          برگ‌ها را می‌کند فصل خزان از هم جدا


طبقه بندی: اسلوب معادله،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 06:12 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
با توجه به بیت زیر کدام گزینه نادرست است؟
آبها آیینهٔ سرو خرامان تواند          بادها مشاطهٔ زلف پریشان تواند

الف- استعاره                   ب- تشبیه                   ج- مراعات نظیر                 د- حسن تعلیل



طبقه بندی: آرایه ادبی، سوال تستی،

تعداد کل صفحات : 81 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...