تبلیغات
ادبستان - آشنایی زدایی در شعر فارسی
تاریخ : دوشنبه 9 فروردین 1395 | 11:23 ق.ظ | نویسنده : سعید غفاری
آشنایی‌زدایی    (Defamiliarization)
 
  آشنایی زدایی یعنی تازه و نو، و غریبه و متفاوت كردن آنچه آشنا و شناخته شده است؛ در اصطلاح یكی از تكنیك‌های ادبی است كه اول بار در مكتب شكل گرایانِ (فرمالیست‌های) روس مطرح شد و یكی از مهمترین نظریه‌های این مكتب محسوب می‌شود. بنابراین نظریه، وظیفه شاعر و یا هنرمند این است كه با غریبه كردن مفاهیم آشنا و مشكل كردن فرم‌ها و افزودن بر دشواری، مدت زمان درك خواننده را طولانی‌تر كرده و لحظه‌ ادراك را به تعویق بیندازد، بدین سان باعث ایجاد لذت و ذوق ادبی گردد.
  با توجه به تعریفی كه دكتر شفیعی كدكنی از شعر می‌كند: «شعر حادثه‌ای است كه در زبان روی می‌دهد و در حقیقت گوینده شعر، با شعر خود عملی روی زبان انجام می‌دهد كه خواننده میان زبان شعری او و زبان روزمره و عادی تمایزی احساس می‌كند. می‌توان آشنایی زدایی را در خدمت ایجاد این تمایز قلمداد كرد. به بیان دیگر تفاوت و تمایز یك سخن معمولی با كلام شعری در نحوۀ به كارگیری زبان آن است. شاعر در شعرش واژه‌ها را برخلاف معمول و عادی آن به كار می‌برد، چیزی كه از آن به عنوان «رستاخیزِ كلمات» یاد می‌كنند. مرز شعر و ناشعر همین رستاخیز كلمات است. البته این اصطلاح خود، قوانین و قواعدی دارد ولی به طور كلی در دو دسته موسیقیایی و زبان شناسی دسته بندی می‌شود.
  «آشنایی زدایی» یكی از وجوه رستاخیز كلمات در محور زبان شناسی است. بدین معنی كه كلمات در هنجار عادی گفتار مرده‌اند و هیچ تشخّص ویژه‌ای ندارند؛ اما، هنر شاعر در این است كه به این كلمات مرده جان می‌بخشد و علاوه بر ایجاد شعریت در كلام خود، باعث لذت ادبی مخاطب می‌شود. پس آشنایی زدایی یعنی غریبه و متفاوت كردن آنچه تا به حال در نظر مخاطب آشنا و طبیعی بوده است و در دو حوزه بحث می‌شود: 1- در حوزۀ قاموسی 2- در حوزه نحو و دستور زبان.
 
  آشنایی زدایی قاموسی یعنی كاربرد غیرمعمول و نامتداول كلمات. شاعر واژه‌ای را به گونه‌ای به كار می‌برد كه خلاف انتظار خواننده است؛ برای مثال «كژ و مژ» از اتباع‌اند و پیوسته با هم می‌آیند، اما زمانی كه مولانا می‌گوید:
                        چون كشتی بی لنگر، «كژ می‌شد» و «مژ می‌شد»...
  با تفكیك آنها از هم، نوعی آشنازدایی كرده است؛ و یا آوردن صفت عالی «ترین» برای صفت عادی «یگانه» كه از نظر مفهوم قابل تفضیل نیست در شعر فروغ فرخزاد نوعی آشنایی‌زدایی است:
                       «ای یار، ای یگانه‌ترین یار!»
  آشنایی زدایی در حوزه نحو یعنی بر هم زدن ساختار دستوری زبان و جابجا كردن اجزای جمله و دخل و تصرف در نحو آن، مثلاٌ در این شعر سعدی:
          اول منم كه در همه عالم نیامده است    زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
  ساختار نحوی زبان به گونه‌ای است كه خلاف انتظار خواننده است تا اوایل مصرع دوم، انتظار خواننده این است كه شاعر مقام خودش را در عالم از همه كس ممتاز كرده است، ولی بعد از كلمه «زیباتر از تو...» تمام جهت عوض می‌شود و با این خلاف انتظار و نوعی چشم بندی بلاغی، خواننده را مسحور می‌كند.
  علاوه بر این دسته‌بندی، نوع سومی هم برای آشنایی زدایی بیان كرده‌اند و آن «ساختن تركیب‌های تازه از طریق پیوند دادن كلمات متداول است. این تركیب‌ها علاوه بر اینكه كلمات تشكیل دهندۀ خود را از حالت عادی و معمول خارج می‌كنند، اغلب، تصاویر زیبا نیز در ذهن خواننده ایجاد می‌كنند. مثل تركیب «نعرۀ سنگ» در این مصراع:
                    «خواب دریچه‌ها را با نعرۀ سنگ بشكن»
  در زبان فارسی آشنایی زدایی از همان اول مورد نظر بوده است، به خصوص در شعر شاعرانی چون فردوسی و سعدی این مفهوم در نقد ادبی بسیار مفید واقع شده است چرا كه فرایندی را توصیف می‌كند كه در مورد انواع مختلف ادبیات معتبر است و ادبیات را از سایر وجوه كلامی متمایز می‌كند. در نهایت، آشنایی زدایی به برداشت تازه‌ای از تاریخ ادبی رهنمون گشت. برداشتی كه نه بر ادامه سنت بلكه بر گسست‌های ناگهانی از گذشته و پیدایش قواعد هنری نو استوار بود و سبكی جدید را پی‌ریزی و معرفی می‌كرد.
 
 
 
 
 
منابع:
1. شفیعی كدكنی، محمدرضا؛ موسیقی شعر، تهران، آگاه، 1373، چاپ چهارم، ص63-3.
2. میرصادقی (ذوالقدر) میمنت؛ وازه نامه هنرشاعری،‌تهران، كتاب مهناز، 1385، چاپ سوم، ویراستار سوم، ص 11.
3. مكاریك، ایرناریما؛ دانش‌نامه نظریه‌های ادبی معاصر، مهران مهاجر و محمد نبوی( ترجمه)، تهران، آگاه، 1384، چاپ اول، ص 14.

 


طبقه بندی: دانستنی ها،