تبلیغات
ادبستان - مطالب سروده های خودم
تاریخ : شنبه 1 تیر 1392 | 07:55 ق.ظ | نویسنده : سعید غفاری
ای محمد ،ای نگین لعل فام انبیا ،
 ای دلیل آفرینش ،ای محمد، مصطفا ،
در قیامت بر جمالت چون نظر بر افکنم؟
روی من باشد سیه از کثرت تقصیر ها
من ز شرم زشت کاری های خود باشم خجل
گر نگیرد دست لطفت دامنم روز جزا
مهر تو در دل فکنده نور خود ای مصطفی
لیک دل هامان بود تاریک عالم از دغا
 لایق مدحت نمودن من ندانم خویش را     
لیک مشتاقم بگویم نام نیکت بر ملا
دیگران مَدحَت نمودندو ثنا ها کرده اند
من تهی مغزم چه لافت بر زنم حمد و ثنا
ای محمد ما در این دنیا غریب و گمرهیم
تو به رحمت بنده ی این پر گنه را ره نما
لطف تو شاید بگیرد دست ما در گمرهی
تا بگیرد زندگی هامان نوا ها و صفا
با هزاران معصیت ما عهد خود را با خدا
حفظ بنمودیم و پایا بوده ایم اندر وفا
شرمگینم، شرمگینم بس که دارم من گنه
لطف ورحمت کن بر این عبد ضعیفت، نه جفا
کل انسان ها مریض شهوت و حرص و دغا
ای که نامت بر تمام درد هاباشد شفا
رحم کن روز جزا بر بنده ی محنت کِشَت
ای خدا ، بر خوان به رحمت بنده ات را بی وغا
 




طبقه بندی: سروده های خودم،

تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392 | 05:28 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
زندگی می گذرد
چه بخندیم ،چه بگرییم ،
بی صدا ، نرم ،گهی تند و خشن
گاه آرام چو قو یی ،
 که شنا می کند اندر دریا، 
یا نسیمی بویا
که ز گلزار پر از گل آید .
 گاه چون باد عفن ،
که ز باتلاق تعفن زا به مشامت آید .
ما در این غمکده ی عمر ندانیم چه طور
تا همیشه ز نسیم خوش و بویا ی بهاری 
بهره ها بر گیریم
جسم خود را زگلاب رحمت
پاک شوییم و مصفّا بکنیم.
دست بر اوج خدایی ساییم،
 دست ها شسته و پاک
دست در  دست خدا بگذاریم
هم چو کودک ،
با دلی صاف زغش ، دیده ای پاک زتزویر و ریا
در ره عشق خدا
 قدمی برداریم .
شب قدری جوییم
چهره سا، بر در او روی نهیم
عمل و قول و سخن نیک نموده ،
صبح ، با مجمرپر سوز دل و سینه ی پر آتش شوق
چو ن گدایی به در لطف خدا
دستها بگشاییم
و یقین داشته باشیم  به صدق،
گر خدا را خوانیم،
در به رومان بگشاید به مهر،
لیک در قول و عمل
با هزاران افسوس،
ما نداریم دل و دیده و گفتار یکی
پس بیاییم
دراین زندگی دهشت زا
که به دستان خود و همسایه
بازپرداخته ایم ؛
 یار پر مهر ندانیم سهیم .




طبقه بندی: سروده های خودم،