تبلیغات
ادبستان - مطالب جبران خلیل جبران
تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1392 | 10:24 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
خاموشی ِ کسی که رشک می برد ، پرغوغاست .
 هر زنجیر شده ای از پای افتاده نیست. گاه داشتن زنجیری بر پای ها ، از داشتن گردنبند ی زرین بهتر است .
کسی که نیّت خود را در پس واژه های گلگون ستایش پنهان می سازد ، چون زنی است که می کوشد زشتی چهره اش را زیر بزک هایش پنهان دارد .
 جبران خلیل جبران / صدای سخن عشق



طبقه بندی: جبران خلیل جبران،

تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392 | 01:24 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
اندیشه ی شما درختی است ژرف ریشه کرده در خاک سنت ها، که با پیروی از گذشته ها شاخ وبال بیشتری می یابد .
اندیشه ی من ابری است روان در آسمان ، ابری که قطره هایی می شود و این قطره ها پس از بارش ، در راه خود سوی دریا ، جویبار ی آوازه خوان را پدید می آورد .
اندیشه ی شما دژی است که نه تندباد ها و نه آذرخش ها تکانش نتوانند داد .
 اندیشه ی من برگ نازکی است که به هر سویی نوسان می کند و از هر نوسانش شادمان می شود .
اندیشه ی شما باوری سفت و سخت است که نه می تواند در شما دگرگونی پدید آورد و نه شما می توانید آن را دگرگون سازید .
اندیشه من تر و تازه است و مرا میآزماید . من هم روز و شب آن را به آزمون می کشم ....




طبقه بندی: جبران خلیل جبران،

تاریخ : شنبه 8 تیر 1392 | 01:06 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

می گویند : اگر برده ای را خفته دیدی ، بیدارش مکن ، شاید در حال دیدن خواب آزادی باشد .
اما من می گویم : اگر برده ای را خفته دیدی ، بیدارش کن و به او از آزادی بگو .
( صدای سخن عشق /ص/209)

درد مهر ورزی ، نو آوری و مسئو لیتی شادمانی آور را نیز می بخشد .

همان/ ص 255
اگر دل  آتش فشان داری ، چگونه چشم دوخته ای تا بر دستانت گل بر شکفد ؟
همان / ص 255

بیایید به خواست خود خدا ی را بنده باشیم و نماز گزاریم ؛ نه چنان که کشیشان و اسقفان می خواهند ، زیرا خداوند نمی خواهد که پیروانش او را از روی نادانی و هم چشمی ستایش کنند .
همان / ص 254



طبقه بندی: جبران خلیل جبران،