تبلیغات
ادبستان - مطالب مرصاد العباد ( نجم الدین رازی )
تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 07:05 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
غزل زیبایی از نجم الدین رازی عارف قرن ششم ( 573) در ری متولد شدو این غزل از کتاب مونس الاحرار ثبت گردیده است.

من سوخته دل تا کی چون شمع سر اندازم
وز سوز دل خونین در جان شرر اندازم
درد دل من هر دم از اشک گذر گیرد
در شهر ز عشق تو صد شور وشر اندازم
هر شب من بیچاره تا وقت سپیده دم
بر خاک سر کویت تا کی گهر اندازم
شمعا من دیوانه تا چند چو پروانه
در آتش عشق تو شهبال و پر اندازم
هر تیر بلا شاها کانداخته ای بر من
 جان را هدفش کردم بار دگر اندازم
یک بار چو پروانه جان بر کف دست آرم
خود را به برت جانا باشد که در اندازم
هستی چو نمی گنجد در بارگه وصلش
هستی خود و کونین یکباره بر اندازم
یک شب تو حریفم شو مهمان شریفم شو
زر را چه محل باشد ، تا بر تو زر اندازم
جان پیش کشم حالی گر زانکه قبول افتد
در پات به شکرانه دستار و سر اندازم
عمری من سرگشته سر باز به کوی وصل
بردار نقاب از رخ تا یک نظر اندازم
زان باده دِهم ساقی کاین هستی من باقی
 از سطوت آن باده ، از خود به در اندازم
من نجم و تو خورشیدی من فانی و تو باقی
 وز نور تجلّیّت زیر و زبر اندازم





طبقه بندی: مرصاد العباد ( نجم الدین رازی )،

تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 09:20 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری
مطلب زیبایی از مرصاد العباد نجم الدین رازیدر پایان فصل سیزدهم آورده در بیان کیفیت ذکر گفتن که دیدم بسیار زیبا ست و برای عزیزان به عنوان نمونه آوردم تا شاید مورد پسند واقع گردد:
« و بدان که دل خلوتگاه خاصّ حق است که «لا یسعُنی ارضی و لا سمائی و انّما لایسعُنی قلب ُ عبدی َ المؤمن ِ »و تا اغیار در بارگاه دل یافته شود ، غیرت و عزّت اقتضای تعزّز کند از غیریّت ؛ و لیکن چون چاوش لا اله بارگاه دل از زحمت اغیار خالی کرد منتظر قدوم تجلّی سلطان الّا الله باید بود ، که « فاذا فرغتَ فانصب و الی ربّک فارغَب »
   جا خالی کن که شاه ناگاه آید
             چون خالی گشت ، شه به خرگاه آید






طبقه بندی: مرصاد العباد ( نجم الدین رازی )،