تبلیغات
ادبستان - مطالب هاتف اصفهانی
تاریخ : یکشنبه 18 مرداد 1394 | 02:09 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

با حریفان چو نشینی و زنی جـامی چند

یــاد کن  یــاد  ز نـاکامی  نـاکامی  چند


بـی تـو احـوال مـرا در دل شــب‌هـا دانـد

هرکه بی همچو تویی صبح کند شامی چند


بــاده با مدعیان می‌ کشی و می‌ ریزی

خون دل در قـدح ِخون دل آشامی چند


بوسـه‌ ای چند ز لعـل لـب تو می‌ طلبم

بـشنوم تــا ز لـب لعـل تـو دشنـامی چند


گرچه در بـادیـهٔ عـشـق به مـنزل نرسی

اینقدر بس که در این راه زنی گامی چند


هـاتف سوخته کز سوختگان وحشت داشت

مـبتلی گـشـت بـه هـم صحبتی خـامی چند





طبقه بندی: هاتف اصفهانی،

تاریخ : شنبه 9 اسفند 1393 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : سعید غفاری

مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب

به خاکم گو میا فردا، به بالینم بیا امشب

مگو فردا برت آیم که من دور از تو تا فردا

نخواهم زیست خواهم مرد یا امروز یا امشب

ز من او فارغ و من در خیالش تا سحر کایا

بود یارش که و کارش چه و جایش کجا امشب

شدی دوش از بر امشب آمدی اما ز بیتابی

کشیدم محنت صد ساله هجر از دوش تا امشب

شب هجر است و دارم بر فلک دست دعا اما

به غیر از مرگ حیرانم چه خواهم از خدا امشب

چو فردا همچو امروز او ز من بیگانه خواهد شد

گرفتم همچو دیشب گشت با من آشنا امشب

ندارم طاقت هجران چو شب‌های دگر هاتف

چه یار از من شود دور و چه جان از تن جدا امشب




طبقه بندی: هاتف اصفهانی، شعر،